کوچه باغ ارزو

تنها در بی چراغی شبها می رفتم. دستهایم از یاد مشعل ها تهی شده بود.همه ی ستاره هایم به تاریکی رفته بود.مشت من ساقه ی خشک تپش ها را می فشرد.

جمعه ۱٠ دی ۱۳۸٩ | ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ | واندا | نظرات () |

خوبه که حتی واسه یه بارم که شده،نامی از آیین های قدیمی کشورمان به گوشمان بخورد و سعی کنیم هر چیز را درست و به جای خودش داشته باشیم.من در اینجا با وجود آیین و روم بی شمار،تنها به ذکر برخی از آیین های باستانی عمومی ملت آریایی اشاره می کنم.

بهاربد(بهاربود): در ایران کهن آغاز و میانه هر یک از فصل های سال با سرور و شادمانی جشن گرفته می شده است.یکی از جشن های سالیانه پانزدهم اردیبهشت بوده که جشن بهاربد(سبزی و خرمی بهار)نام داشته که گفته می شود زردشت نیز زمانی به محل جشن بهاربد رفته بود که صبح فردای آن روز هومن(فرشته پیام آور)به او فراز می آید و بهاربد را روز برگزیده شدن زردشت از سوی خدا دانسته اند.

نوروز:هفت سین به معنی هفت شیء که با حرف "س" آغاز می شود یکی از اجزاء آیین های سال نو است که بیشتر ایرانیان آن را برگزار می کنند.در سفره هفت سین در دورترین فاصله از در اتاق چیدمان سفره یعنی در بالای سفره،آیینه گذاشته می شود و معمولا مطابق رسوم اطراف آیینه به تعداد فرزندان خانواده شمعدان هایی با شمع روشن قرار داده می شود.در پایین آن نسخه ای از قرآن یا شاهنامه یا دیوان حافظ و در پایین تر،تنگی که معمولا حاوی یک ماهی(بعضی خانواده ها یک کوزه آب باران که قبلا جمع آوری کرده اند و یا کاسه آبی شامل برگ سبز،انار،نارنج یا شمشاد می افزایند)،ظرف های حاوی شیر،گلاب،عسل،شکر و (١،٣،۵،٧ عدد) تخم مرغ رنگ آمیزی شده،کنار آن سبزه و دست کم شش قلم دیگر که با حرف "س" آغاز می شوند.میوه،نان،شیرینی،آجیل و سایر خوراکی ها و آشامیدنی ها.
سیزده به در:سیزده فروردین ماه،روز مبارک و فرخنده است.چون ایرانیان در مورد این روز آگاهی کمتری داشتند آن را نحس می پنداشتند و برای بیرون کردن نحسی از خانه و کاشانه خود به سبزه زارها و جویبارها می رفتند و به شادی و پایکوبی می پرداختند.بعد از اسلام چون روز 13 تمام ماه ها را نحس می دانند،اشتباها عید نوروز را نیز نحسدانسته اند. ایرانیان قدیم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد 12ماه سال است،روز 13 نوروز را به باغ و صحرا می رفتند و خوشی می کردند و در حقیقت به این ترتیب نوروز را به پایان می رساندند.
طبق افسانه آفرینش  ایرانیان باستان،کیومرث اولین بشر و اولین پادشاه زمین نامیده شده."مشیه" و "مشیانه" که پسر و دختر دوقلوی کیومرث بودند روز 13 فروردین برای اولین بار در جهان با هم ازدواج نمودند و چون در آن زمان عقد و نکاهی نبود آن دو به وسیله گره زدن دو شاخه،پایه  ازدواج خود را بنا نهادند و به این ترتیب رسم شده بود که دختران و پسران که قصد ازدواج داشتند برای اصطلاحا باز شدن بخت و نیز به نیت بستن پیمان زناشویی،علف  گره می زدند.
جشن اردیبهشتگان:یکی از جشن های ایرانیان باستان بوده که هر ساله در 2 اردیبهشت برگزار می شده و این جشن، جشن راستی و پاکی و پاکدامنی نامیده شده است.که در آن روز آتش روشن می کردند و آتش را نماد تشخیص خوبی و بدی از یکدیگر می دانستند.
چشن تیرگان:این جشن از روز 13 تیر شروع می شد و تا روز 22 ادامه داشته و برای آن اهمیت بسیار قایل بوده اند.لباس نو می پوشیدند و نقل و شیرینی و میوه وخوراکی های سنتی ویژه و... استفاده میکردند.پیش از این روز،خانه را خوب پاکیزه نموده و بامدادان شستوشو(حمام) می کردند و نیایش می کردند.تیرگان یکی از شادترین  جشن های ایرانی بوده و در آن روز بیشتر از همه بجه ها از آن بهره می بردند و با تار های نخی و رنگین که به مچ دست می بستند در کوچه ها و خانه ها و بام ها می دویدند و ترانه می خواندند و کنار نهر ها و تالاب ها به هم آب می پاشیدند و یا به آب می پریدند.
جشن امردادگان:در روز 3 مرداد انجام می شده.امرداد به معنی بی مرگی است و اگر الف را حذف کنیم،می شود مرداد به معنی مرگ و امرداد را فرشته جاودانگی و بی مرگی  می خواندند. نیاکان ما در این روز به دامان طبیعت می رفتند و پس از نیایش به درگاه احدیت طی مراسمی این جشن را با شادی و سرور برگزار می کردند.
جشن شهریورگان: این جشن در روز چهارم این ماه بوده و از مراسم این جشن اطلاعی در دست نیست؛چون به مدت های طولانی توسط ایرانیان برگزار نشد و همه جزییات آن به فراموشی سپرده شد و حتی در متون کهن نیز آگاهی های چندانی درباره آن وجود ندارد.
ادامه ی جشن های باستان یعنی جشن های نیمه دوم سال را در روز های آینده مطرح میکنم!!!!!!
جمعه ۱٥ امرداد ۱۳۸٩ | ٤:٥۸ ‎ب.ظ | واندا | نظرات () |

-سه چیز در زندگی انسان ضروری است: کسی برای دوست داشتن، کاری برای انجام دادن و امیدی به آینده.

-سخت ترین چیزها در زندگی سه چیزند: نگه داشتن یک راز، بخشش یک بدی و غنیمت شمردن زمان.

-شراب و عشق، هرچه قدیمی تر، بهتر.

-عشق قدیمی نه فراموشت می شود و نه رهایت می سازد.

-روزی که ازدواج می کنی،یا شفا می یابی یا می میری.

-مثل یک پادشاه صبحانه بخور، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام.

-زن بد مثل پول تقلبی است که از دستی به دستی میرود و هیچ کس آن را نگه نمی دارد.

-با زن سیبیلو،سلام علیک از راه دورو

-از خویشاوند و خورشید،هر چه دورتر بهتر.

-پیش از آنکه نکته ای تازه فراگیری، پای به بستر مگذار.

-آنکه می خواهد همه چیز را بیاموزد، در هیچ چیز استاد نخواهد شد.

-به کسی که از تو پند نطلبیده، پند نده.

-هیچ چاشنی ای بهتر از گرسنگی غذا را خوشمزه نمی کند.

-احمق بودن نیازی به آموزش ندارد.

-خبر بد پرواز کنان می آید و خبر خوش لنگ لنگان.

-به همه عشق بورز، به هیچ کس اعتماد مکن.

-آنکه می اندیشد دیگری نمی اندیشد، غلط می اندیشد.

-میمون اگر ببهس ابریشم هم بپوشد، باز هم میمون است.

-افسار طلا، اسب را اصیل نمی کند.

-قفس حتی اگر از طلا هم باشد؛باز هم قفس است.

-میان شرافت و پول، دومی اول است.

-مفت باشد، حتی اگرضربت چاقو باشد.

-اگر مشکلت چاره ای دارد،چرا غصه می خوری و اگر مشکلت چاره ای ندارد چرا غصه می خوری؟

-در دهان بسته مگس نمیرود.

 

پنجشنبه ٧ امرداد ۱۳۸٩ | ٦:۱۱ ‎ب.ظ | واندا | نظرات () |

چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟

دوره ارزانی است!

چه شرافت ارزان،تن عریان ارزان،و دروغ از همه چیز ارزانتر!

آبرو قیمت یک تکه ی نان و

چه تخفیف بزرگی خورده است،قیمت هر انسان...!

پنجشنبه ٧ امرداد ۱۳۸٩ | ٦:٠٢ ‎ب.ظ | واندا | نظرات () |

سازنده ترین کلمه گذشت است،آن را تمرین کن!

پر معنی ترین کلمه ما است،آن را به کار ببر!

عمیق ترین کلمه عشق است،به آن ارج بده!

بی رحم ترین کلمه تنفر است،با آن بازی نکن!

خود خواهانه ترین کلمه من است،از آن حذر کن!

ناپایدارترین کلمه خشم است، آن را فرو ببر!

بازدارنده ترین کلمه ترس است،با آن مقابله کن!

با نشاط ترین کلمه کار است،به آن بپرداز!

پوچ ترین کلمه طمع است،آن را بکش!

سازنده ترین کلمه صبر است، برای داشتنش دعا کن!

 

شنبه ٢ امرداد ۱۳۸٩ | ۱:٢٤ ‎ب.ظ | واندا | نظرات () |

یه روز عشق و فوضولی و حسادت و دیوانگی با هم قایم باشک بازی می کردن.

دیوانگی حسادت رو پیدا می کنه.حسادت از روی حسودیش به دیوانگی میگه عشق پشت گل سرخ قایم شده.دیوانگی خاری رو برمی داره و به طرف عشق پرتاب می کنه و عشق برای همیشه کور میشه.دیوانگی که حسابی از کارش پشیمون شده بوده،قول می ده تا آخر عمرش پیش عشق بمونه و تنهاش نذاره،و قول می ده جای چشمهای عشق باشه.برای همینه که " هر کی عاشق می شه،دیوونه است! "

دوشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٩ | ٦:٤٩ ‎ب.ظ | واندا | نظرات () |

پاییز هیچ حرف تازهای برای گفتن ندارد.

اما با این همه،از منبر بلند باد،بالا که میرود،

درخت ها چه زود به گریه می افتند!

دوشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٩ | ٦:٤۳ ‎ب.ظ | واندا | نظرات () |

زندگی مستطیل سبز رنگی است

که سه ضلع دارد

عشق و کار!!!!!

دوشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٩ | ٦:٤۱ ‎ب.ظ | واندا | نظرات () |

www . night Skin . ir